عبد الغفار بن علي محمد ( نجم الدوله )

82

سفرنامه دوم نجم الدوله به خوزستان ( فارسى )

عبارات « 1 » مجلس ترتيبى نداشت و قرار براين شد كه صورت مجلس را از محمّره به توسّط بوشهر تلگرام نماييم به خاكپاى مبارك و در حقيقت آن كارها همه مقدّم بر ساختن سدّ اهواز است و مكرّر اين فقره را عرض نموده كه : هرگاه منظور فايده برداشتن از آب كارن است و احياى اراضى ، مىتوان به كندن شاخه‌هاى زياد آب را بر زمين جارى نمود و اراضى را زراعت كرد ، ولى سدّ را نبايد شكست . [ بلكه بايد ] به همين حال كه هست باقى بماند ؛ بر خلاف ميل مأمورين خارجه كه صلاح خود را در شكستن سد ديده‌اند و آوردن جهاز تا كنار شليلى . و اين فقره را هم مكرّر گوشزد حضرات مىنمودم كه من در اين مسئله بىغرضم ، چون‌كه مباشر امرى نمىشوم و تنخواه ديوان را هم متصرّف نمىشوم ؛ منتها كار من همين است كه عمله‌اى هستم سر كار براى دستورالعمل و بايد شخص امينى از دولت تحويلدار تنخواه باشد تا آنچه از مصالح و ما يحتاج و اجناس لازم مىشود ، تهيّه و تدارك كند . جناب نظام السّلطنه هم مثل حقير مىفرمودند كه من هم مباشر امر و متصرّف تنخواه نخواهم شد ، حتّى در پل شوشتر . هركس را ديوان مشخّص مىكند ، مثل حاجى استاد على ، او خود مباشر خواهد شد . صنايع شوشتر : يكى نسج فرش‌هاى نازك قرمز و شكرى . در اين اواخر گويا با جوهر فرنگى كار مىكردند . جناب نظام السّلطنه قدغن نموده‌اند كه رنگ جوهر [ استفاده ] نكنند و ديگر طول و عرض آن را به اندازهء معيّن مىگرفتند ، حالا قدغن فرموده‌اند كه به هر اندازه كارفرما مىخواهد ، ببافند . قدرى هم سرمايه به آنها داده‌اند . به حقيقت كار خوبى كرده‌اند . شهر شوشتر و دزفول هردو كثيفند . ولى دزفول آبادتر است ظاهرا سىهزار نفر جمعيّت دارد و شوشتر بيست هزار . ديگر از صنايع منسوجهء شوشتر نسج ديبا است از قلبلب 48 . اين گياه هنوز در بيابان‌هاى اطراف و راه آب بيد مىرويد ، ولى فايده‌اى نمىبرند جز آنكه با پشم تركيب مىكنند براى ماليدن كلاه نمد . قرار براين شد كه فردا روز پنجشنبه 27 [ جمادى الاخرى ] در مركب بلاس لنج به اتّفاق جناب نظام السّلطنه نشسته ، برويم به محمّره . وجه كرايهء يك نفر عرب با ده من بار در اين كشتى ، از بصره الى اهواز ، مبلغ هشت هزار دينار است و كرايهء مراجعت شش هزار دينار . هروقت اين كشتى وارد كارن مىشود ، به خصوص در اهواز ، نشان ايران بر سر يك بيرق او است و بيرق ديگرش نشان انگليس است . و حقّى كه نظام السّلطنه از اين كشتى براى خود قرار داده‌اند ، موافق تقرير خود ايشان است كه در حدود سرحدّات ايران ، هركجا باشند ، به حكومت يا غير حكومت ، جهاز در هنگام عبور سلامى بكند با توپ و وقت حركت در اين صفحات هرجا

--> ( 1 ) . گفتگوها ، مطالب مورد بحث